بایگانی‌های ماهانه: ژوئیه 2009

شعر مرداد

ناکجا آبادی نیست

زیر هر تکه یخ

تو چه می دانی

نام های چند دختر زیبا

در انتظار خورشیدند

واین دختر سیاه چرده کولی

با چهره چرکین و مویی ژولیده

اگر مشاطه ای می داشت

یا چشمی به نام داوینچی او را می دید

از کجا که بازار مونالیزا را کساد نمی کرد

 

یک سال پیر تر …

   

در رابطه با درماندگی زبان..

در هیـــــــــچ واژه ای نمیگنجی ، عزیزترین لجن ِ کثافت .

   

هدف از که آموختی …

به نظر من طرح هدفمند بودن ِ بچه برای کسایی که
میخوان بچه دار بشن الزامیه .
باید از اون زن و شوهر ِ اُسکول بپرسن واسه چی میخواید تولید ِ افاضات کنید !؟!!؟
بچه دوست دارید ؟ خب گه خوردید . اون تخم ِ سگ رو وقتی نتونی از پسش بر بیای ،
وقتی نتونی درست بارش بیاری ، پس فردا مثه اون حرومزاده ای میشه که زد این دختررو
کشت .
پس به صورت ِ کتبی باید بنویسی که واسه چی بچه میخوای و چه برنامه ای واسش داری ،
که پس فردا اگر گه اضافه خورد بیان دهن ِ خود ِ دیوثت رو سرویس کنن که این حرومی
رو پس انداختی.

همینی که هست اصلا .  😐

   

خودکار

تو بگی «ر» خودش ریده ، کاریت نباشه .