بایگانی‌های ماهانه: ژوئیه 2008

نیایید ..

به سراغ من اگر میایید ، خواهشاً نرم و آهسته برگردید ، نیایید !

   

Advertisements

:: مرداد ::

ما بدهکاریم ،
به کسانی که صمیمانه ز ما پرسیدند  :
معذرت می خواهم چندم مرداد است ؟
و نگفتیم ..
چون که مرداد ،
گور عشق‌ ِ ، گل خونرنگ دل ما بوده است…
 

* آره ، امروز ..  (;  

   

استبرار..

به نظر من تو یه كاری كن ؛
وقتی حرف میزنی ، بعدش استبرا كن !

* لطفاً همه جوره طهارت داشته باشید !

   

بابا شدی رفت !

– جواب ِ ننه بابامو چی بدم ؟؟؟ چی میشه حالا  ؟؟؟
— بابا اتفاقی نمیفته ، یا پسر میشه یا دختر دیگه !!

* چه خوب ریدی ! X:

   

یعنی همین !

هر روز خوشگل تر از هر روز !
به این میگن پیشرفت ،
به این میگن تنوع ،
به این میگن دختر ِ همسایه !

   

شكوندز !

نشسته بودم تِـق و توق انگشتامو میشگوندم ،
كه یهو جمشید غوله گفت بده برات بشگونم خستگیت درآد !
با شك و تردید دستمو دادم بهش ..

انگشتامو شكست !

 

   

خارت تف !

خـــــــــــــــارتـــــــ….. تُــف !
( طرف مغزشو تـف كرد وسط ِ پیاده رو ! )
پشت بندش‌: یا صاحب ِ صبر !!!

یه صدا از اونور‌ : علی یارت !

   

عشقه

عشق است !
باز ، ریدن در مملكت را عشق است ..

* روزهای قهوه ای را عِخش است !

   

بوی گه میاد ؟!

بو میكشی كه چی بشه ؟!
زندگی ای كه از هم پاچیده از توش بوی گــه نمیاد كه !

* شك داری هنوز ؟!

   

نداشته های دوست داشتنی ام ، از دور ، بیلاخی بزرگ حواله میكنند‌ !