بایگانی‌های ماهانه: مه 2008

کشتمش ..

سپیده ی صبح بود ..
دختری كه قرار بود در 32 سالگی باهاش ازدواج كنم رو ‌، كشتم !

* بی گناه بود ، اما قصد داشت… !

   

Advertisements

انگشت اندازون !

دوست ِ كنجكاوی با سرچ كردن در گوگل با جمله ی» انگشت میكرد تو .. ‌» به وبلاگ بنده رسیدند ! (+)
البته ایشون ذكر نكرده بودن دقیقا كی انگشت میكرده و تو كجا میكرده ؛ ولی یحتمل هدف اصلیشون فهمیدن ِ همین موضوع بوده !!! به هر حال خوش اومدی دوست عزیز..
منم به نوبه خودم اینجا همه چیو انگشت میكنم و حتی در بعضی حالات امكان داره خودمم انگشت كنم ‌، كه اصلا مورد ِ خاصی نیست و تو حرفه ی ما اینجور چیزا طبیعیه! امیدوارم فهمیده باشی كی ، كجا انگشت میكرد !

با تشكر از شما دوست‌ ِ انگشتی .. مدیر وبلاگ : ص.ا

* انگشت گذار باشید !

   

عقاید

لزومی نداره همیشه و همه جا به عقاید دیگران احترام گذاشته بشه .
عقاید یه سری از آدما باعث میشه (و شده) كه آدم كللهم به گـ*ـا بره !
یه دوستی میگفت ؛
تو یه سگ داری ، تا وقتی به من حمله نكرده و تو لونشه مشكلی نیست ،
اما وقتی به من حمله كنه و بخواد به من آسیب برسونه من حق دارم بزنم بكشمش !

   

GIRLS

تازگیا دخترا یا مریم ِ مقدسن‌، یا دختر ِ پیامبر از آب در میان !!

* رسما» از هر چی دختر  ِ خندم میگیره !! : ))

   

چه رنگی ؟!

– عزیزم ، به نظرت دیوار اتاقمو چه رنگی كنم‌ ؟
+ *ــیری ِ كم رنگ !!

   

آمبولانس ..

اگر مریض ِ توی آمبولانس شانس ِ زنده بودنش ده درصد باشه ؛
اون ده درصدو هم آقای راننده با كشیدن ِ آژیر برای باز كردن ِ راه و
ویراژ دادن برای زودتر رسیدن به بیمارستان ، از مریض میگیره !


* ..ـخل تر از راننده های آمبولانس و‌ آتش نشانی خودشونن !