خویشناک

خویش، به خودش میپیچد از ترس، وقتی دست به قلم میشوم تا شرح دهم حالش را.

-و کاغذ لرزه به اندامش افتاده است.

آرزوش شد

هر وقت شخص مد نظرتون ازتون ناراحت بود و براش گل خریدید و نبخشیدتون، بدونید دیگه مشکل شما نیستید. کسی دیگه هست که گلاش براش خوش بو تره..

شال

عشق اولم رو که دیدم، شال قرمزی روی سرش بود.
و خواننده تو ماشینم میخوند:
شال اون شالِ سرخ تو، موج، موجِ موی تو؛ نرم ترین حادثه چه زیباست دورِ روی تو…

و من میخواستمش.

شال

DON’T RUN AWAY

یه تایمی از هر چیزی که فرار کردی باید باهاش روبرو بشی.
انگار که اون چیز کش بسته باشه بهت!
تا هرجا میخوای بری برو، ولی برمیگردی.
هرچقدم بیشتر بگذره و بیشتر بری با شدت بیشتری باهاش مواجه میشی.

کارت زرد

مگر من نگفتم آفساید؟؟ چرا بعد از سوت من حرکت کردی باز ؟ کارت زرد.

توو مخ

به آدمِ خیره چی میگن؟ آدمی که هر چی بهش بگی نظر خاصی نداشته باشه و مثل بُز نیگات کنه؟!

-خدا همراه آدم نکنه همچین آدمی رو.

Words

به نظرم زندگی انسان خیلی تحت تاثیر کلمه هاس. مثلا از کلمه «خوشبخت» هزاران هزار تصویر توو ذهن آدم نقش میبنده و تعاریف زیادی در میاد. آگاهی روی معنا و مفهموم کلمه ها و اینکه آدم چه نوع واکنش حسی و عاطفی ای نسبت بهشون نشون میده میتونه رمز موفقیت و خودشناسی آدم بشه حتی. برای خود من خیلی از کلمه ها میتونن حالتم رو به سرعت عوض کنن مثل کلمه «وحشت» یا «نور». جدای از اینکه کلاً وحشت یا نور به چه چیزی گفته میشه میتونه توو هر کسی یه حالتی ایجاد کنه و تصویر ذهنی هرکسی متفاوت باشه..

-بحثش خیلی طولانیه و به نظرم خیلی جالب 🙂

Lost myself

خودمو گم کردم، اون منه دیروزو، اینکه توی آینه اس خود منم یا تو ؟
خودمو گم کردم کجا، نمیدونم..خسته شدم از این روح پریشونم
اسیر دنیایی تاریک و بی نورم، به هر طرف میرم باز از خودم دورم
دنبال دستای پاک تو میگردم ،کجا برم؟ وقتی خودمو گم کردم..

مانی رهنما – خودمو گم کردم ►

زیادم مطمئن نباش

من اگه به جواب این سوال که «شبُ چطوری صبح کنم؟» برسم میتونم بذارم برم برای همیشه.

آدم بعضی موقع ها خودشو انقدر چیپ و یکنواخت میبینه که دوست داره شیرجه بزنه توو کوره ذوب آهن