خمار ِ چشمان ِ خمارتم .. نگاهم کن ، نئشه ام کن ، بُکشم ..
اووو
دیدگاه توسط asiyeh — آوریل 28, 2010 @ 11:01 ب.ظ. |پاسخ
خمار چشماتم لامصب، خرابترم كن، داغونم كن ، سرويسم كن. اصلا” بيا مون بگاه.. ( نمونهاي اي بود از مازوخيسم رمانتيك) از آشنايي با وبلاگت خوشحالم
دیدگاه توسط روح سرطاني — آوریل 29, 2010 @ 9:54 ق.ظ. |پاسخ
جمله بالا را اصلاح كن: بيا منو ….
هستم!
دیدگاه توسط دروغگوی خوش حافظه — آوریل 30, 2010 @ 5:55 ق.ظ. |پاسخ
عالی بود
دیدگاه توسط مسیح بر کوه زیتون — مه 27, 2010 @ 3:51 ب.ظ. |پاسخ
خوراک آراِساِس دیدگاههای این نوشته. شناساگر دنبالک
در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایلها کلیک نمایید:
شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. ( بیرون رفتن / تغییر دادن )
شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. ( بیرون رفتن / تغییر دادن )
شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. ( بیرون رفتن / تغییر دادن )
درحال اتصال به %s
مرا از دیدگاههای پس از این، به وسیلهی رایانامه آگاه کن.
پوسته: Toni. وبنوشت روی وردپرس.کام.
هر نوشتهی تازهای را در نامهدان خود دریافت نمایید.
اووو
دیدگاه توسط asiyeh — آوریل 28, 2010 @ 11:01 ب.ظ. |
خمار چشماتم لامصب، خرابترم كن، داغونم كن ، سرويسم كن.
اصلا” بيا مون بگاه..
( نمونهاي اي بود از مازوخيسم رمانتيك)
از آشنايي با وبلاگت خوشحالم
دیدگاه توسط روح سرطاني — آوریل 29, 2010 @ 9:54 ق.ظ. |
جمله بالا را اصلاح كن:
بيا منو ….
دیدگاه توسط روح سرطاني — آوریل 29, 2010 @ 9:54 ق.ظ. |
هستم!
دیدگاه توسط دروغگوی خوش حافظه — آوریل 30, 2010 @ 5:55 ق.ظ. |
عالی بود
دیدگاه توسط مسیح بر کوه زیتون — مه 27, 2010 @ 3:51 ب.ظ. |